🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

spread

/spred/

معنی spread به فارسی: پخش کردن، گسترش

معانی «spread» به فارسی

  1. ۱ پخش کردن
  2. ۲ گسترش

spread در جمله

  • The news spread quickly.

  • There was a spread of the disease.

«spread» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S