🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

spot

/spɒt/

معنی spot به فارسی: لکه، نقطه، تشخیص دادن

معانی «spot» به فارسی

  1. ۱ لکه، نقطه
  2. ۲ تشخیص دادن

spot در جمله

  • There's a spot on your shirt.

  • She spotted the mistake.

«spot» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S