🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

set

/set/

معنی set به فارسی: تنظیم کردن، گذاشتن، مجموعه، دسته

معانی «set» به فارسی

  1. ۱ تنظیم کردن، گذاشتن
  2. ۲ مجموعه، دسته

set در جمله

  • Set the table for dinner.

  • She bought a set of tools.

«set» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف S