🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
سطح مبتدی
schedule
/ˈskedʒ.uːl/ · /ˈskedʒuːl/
معنی schedule به فارسی: برنامه زمانی، زمانبندی کردن
معانی «schedule» به فارسی
- ۱ برنامه زمانی
- ۲ زمانبندی کردن
schedule در جمله
-
The project is on schedule to finish next month.
-
Check the train schedule.
-
They scheduled a meeting.
«schedule» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۲۰ · رایگان
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۳ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۹ · رایگان