🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
repair
/rɪˈpeə/
معنی repair به فارسی: تعمیر کردن، تعمیر (اسم)
معانی «repair» به فارسی
- ۱ تعمیر کردن
- ۲ تعمیر (اسم)
repair در جمله
-
He repaired the car.
-
The car needs repair.
«repair» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۲ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۲۰ · رایگان