🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

recover

/rɪˈkʌv.ər/ · /rɪˈkʌvə/

معنی recover به فارسی: بهبود یافتن، بازیابی کردن، بهبود یافتن

معانی «recover» به فارسی

  1. ۱ بهبود یافتن، بازیابی کردن
  2. ۲ بهبود یافتن

recover در جمله

  • The economy is slowly beginning to recover.

  • She recovered from her illness.

«recover» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف R