🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
rate
/reɪt/
معنی rate به فارسی: نرخ، رتبهبندی کردن
معانی «rate» به فارسی
- ۱ نرخ
- ۲ رتبهبندی کردن
rate در جمله
-
The exchange rate changed.
-
Critics rated the film highly.
«rate» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۱ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۸ · رایگان