🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

rate

/reɪt/

معنی rate به فارسی: نرخ، رتبه‌بندی کردن

معانی «rate» به فارسی

  1. ۱ نرخ
  2. ۲ رتبه‌بندی کردن

rate در جمله

  • The exchange rate changed.

  • Critics rated the film highly.

«rate» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف R