🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

medium

/ˈmiː.di.əm/ · /ˈmiːdiəm/

معنی medium به فارسی: متوسط؛ رسانه، واسطه، متوسط، رسانه، واسطه

معانی «medium» به فارسی

  1. ۱ متوسط؛ رسانه، واسطه
  2. ۲ متوسط
  3. ۳ رسانه، واسطه

medium در جمله

  • Television remains a powerful medium for advertising.

  • She ordered a medium coffee.

  • Radio is an important medium.

«medium» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف M