🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

mature

/məˈtʃʊr/

معنی mature به فارسی: بالغ، بالغ، رسیده

معانی «mature» به فارسی

  1. ۱ بالغ
  2. ۲ بالغ، رسیده

mature در جمله

  • It is essential that you behave in a mature way in the business world

  • The plant takes two years to mature fully.

«mature» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف M