🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

map

/mæp/

معنی map به فارسی: نقشه، نقشه‌برداری کردن

معانی «map» به فارسی

  1. ۱ نقشه
  2. ۲ نقشه‌برداری کردن

map در جمله

  • Look at the map.

  • They mapped the region.

«map» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف M