🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط سطح مبتدی

major

/ˈmeɪ.dʒər/ · /ˈmeɪdʒər/

معنی major به فارسی: عمده، اصلی، عمده

معانی «major» به فارسی

  1. ۱ عمده، اصلی
  2. ۲ عمده

major در جمله

  • This is a major factor in the company's success.

  • This is a major problem.

«major» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف M