🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

internal

/ɪnˈtɜːr.nəl/ · /ɪnˈtɜːnəl/

معنی internal به فارسی: داخلی

internal در جمله

  • The company launched an internal investigation.

  • This is an internal matter.

«internal» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I