🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

institute

/ˈɪn.stɪ.tuːt/ · /ˈɪnstɪtjuːt/

معنی institute به فارسی: مؤسسه؛ برقرار کردن، مؤسسه

معانی «institute» به فارسی

  1. ۱ مؤسسه؛ برقرار کردن
  2. ۲ مؤسسه

institute در جمله

  • The institute conducts research on renewable energy.

  • She works at a research institute.

«institute» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف I