🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
institute
/ˈɪn.stɪ.tuːt/ · /ˈɪnstɪtjuːt/
معنی institute به فارسی: مؤسسه؛ برقرار کردن، مؤسسه
معانی «institute» به فارسی
- ۱ مؤسسه؛ برقرار کردن
- ۲ مؤسسه
institute در جمله
-
The institute conducts research on renewable energy.
-
She works at a research institute.
«institute» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱۲ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۲ · رایگان