🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
grant
/ɡrænt/ · /grɑːnt/
معنی grant به فارسی: بورس، کمکهزینه؛ اعطا کردن، اعطا کردن، کمکهزینه
معانی «grant» به فارسی
- ۱ بورس، کمکهزینه؛ اعطا کردن
- ۲ اعطا کردن، کمکهزینه
grant در جمله
-
The researcher received a grant to fund the study.
-
They granted her a scholarship.
«grant» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱۰ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۱۱ · رایگان