🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
grade
/ɡreɪd/ · /greɪd/
معنی grade به فارسی: نمره، درجه، نمره، نمره دادن
معانی «grade» به فارسی
- ۱ نمره، درجه
- ۲ نمره
- ۳ نمره دادن
grade در جمله
-
She received the highest grade in the class.
-
She got a good grade.
-
The teacher graded the papers.
«grade» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۱۰ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۱۱، سطح B2 — درس ۱۱ · رایگان