🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

finance

/faɪˈnæns/ · /ˈfaɪnæns/

معنی finance به فارسی: مسائل مالی، تأمین مالی، امور مالی، تأمین مالی کردن، مالی

معانی «finance» به فارسی

  1. ۱ مسائل مالی
  2. ۲ تأمین مالی، امور مالی
  3. ۳ تأمین مالی کردن، مالی

finance در جمله

  • Mrs. Giles retained a lawyer to handle her finances

  • The government will finance the new infrastructure project.

  • They financed the new project.

«finance» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف F