🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
difficulty
/ˈdɪfɪkəlti/
معنی difficulty به فارسی: دشواری
difficulty در جمله
-
He had difficulty walking.
«difficulty» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۷ · رایگان