🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی

cousin

/ˈkʌzən/

معنی cousin به فارسی: پسرعمو/دخترعمو

cousin در جمله

  • My cousin visited us.

«cousin» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C