🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
confine
/kənˈfaɪn/
معنی confine به فارسی: حبس کردن، محدود کردن
معانی «confine» به فارسی
- ۱ حبس کردن
- ۲ محدود کردن
confine در جمله
-
Polio confined President Roosevelt to a wheelchair
-
Try to confine your comments to the main topic.
«confine» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 31 · رایگان
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۴ · رایگان