🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح متوسط
collapse
/kəˈlæps/
معنی collapse به فارسی: فروپاشی، فروپاشی، سقوط، فروپاشی، فروپاشیدن
معانی «collapse» به فارسی
- ۱ فروپاشی
- ۲ فروپاشی، سقوط
- ۳ فروپاشی، فروپاشیدن
collapse در جمله
-
A heavy flood caused the bridge to collapse
-
The old bridge finally began to collapse.
-
The building began to collapse.
«collapse» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
504 Absolutely Essential Wordsامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس 25 · رایگان
-
575 واژه آکادمیک لانگمنامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · درس ۴ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۴ · رایگان