🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

coach

/koʊtʃ/

معنی coach به فارسی: مربی، اتوبوس بین‌شهری، تمرین دادن

معانی «coach» به فارسی

  1. ۱ مربی، اتوبوس بین‌شهری
  2. ۲ تمرین دادن

coach در جمله

  • The coach trained the team.

  • She coaches the swim team.

«coach» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف C