🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
coach
/koʊtʃ/
معنی coach به فارسی: مربی، اتوبوس بینشهری، تمرین دادن
معانی «coach» به فارسی
- ۱ مربی، اتوبوس بینشهری
- ۲ تمرین دادن
coach در جمله
-
The coach trained the team.
-
She coaches the swim team.
«coach» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۶ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۵ · رایگان