🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
clear
/klɪər/ · /klɪə/
معنی clear به فارسی: واضح، پاک کردن، روشن شدن
معانی «clear» به فارسی
- ۱ واضح
- ۲ پاک کردن، روشن شدن
clear در جمله
-
Her explanation was clear.
-
Clear the table, please.
«clear» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۵ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۴ · رایگان