🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

apparent

/əˈpær.ənt/ · /əˈpærənt/

معنی apparent به فارسی: آشکار، ظاهری، ظاهری، آشکار

معانی «apparent» به فارسی

  1. ۱ آشکار، ظاهری
  2. ۲ ظاهری، آشکار

apparent در جمله

  • It became apparent that the plan needed revision.

  • It became apparent she was right.

«apparent» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف A