🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
warm
/wɔːm/
معنی warm به فارسی: گرم، گرم کردن
معانی «warm» به فارسی
- ۱ گرم
- ۲ گرم کردن
warm در جمله
-
The soup is warm.
-
The fire warmed the room.
«warm» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A1 — درس ۲۹ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B1 — درس ۲۶ · رایگان