🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

warm

/wɔːm/

معنی warm به فارسی: گرم، گرم کردن

معانی «warm» به فارسی

  1. ۱ گرم
  2. ۲ گرم کردن

warm در جمله

  • The soup is warm.

  • The fire warmed the room.

«warm» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف W