🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

wad

معنی wad به فارسی: توده ی نرم و کوچک

wad در جمله

  • To decrease the effects of the pressure, the driver put wads of cotton in his ears

«wad» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف W