🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

try

/traɪ/

معنی try به فارسی: تلاش کردن، تلاش (اسم)

معانی «try» به فارسی

  1. ۱ تلاش کردن
  2. ۲ تلاش (اسم)

try در جمله

  • Try your best.

  • Give it a try.

«try» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T