🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

track

/træk/

معنی track به فارسی: مسیر، ردیابی کردن، ردیابی کردن

معانی «track» به فارسی

  1. ۱ مسیر، ردیابی کردن
  2. ۲ ردیابی کردن

track در جمله

  • They followed the track.

  • They tracked the package.

«track» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T