🇬🇧 واژه انگلیسی
سطح مبتدی
سطح متوسط
track
/træk/
معنی track به فارسی: مسیر، ردیابی کردن، ردیابی کردن
معانی «track» به فارسی
- ۱ مسیر، ردیابی کردن
- ۲ ردیابی کردن
track در جمله
-
They followed the track.
-
They tracked the package.
«track» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دورهها آمده است:
-
واژگان ضروری انگلیسی — سطح مبتدی (A1-A2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · سطح A2 — درس ۲۷ · رایگان
-
واژگان انگلیسی — سطح متوسط (B1-B2)امتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح متوسط · سطح B2 — درس ۲۳ · رایگان