🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

time

/taɪm/

معنی time به فارسی: زمان، زمان‌بندی کردن

معانی «time» به فارسی

  1. ۱ زمان
  2. ۲ زمان‌بندی کردن

time در جمله

  • What time is it?

  • She timed the race carefully.

«time» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T