🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

theory

/ˈθɪr.i/ · /ˈθɪəri/

معنی theory به فارسی: نظریه، فرضیه، نظریه

معانی «theory» به فارسی

  1. ۱ نظریه، فرضیه
  2. ۲ نظریه

theory در جمله

  • My uncle has advanced a theory explaining the beginnings of writing

  • The theory has been tested many times over the years.

  • This is just a theory.

«theory» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف T