🇬🇧 واژه انگلیسی سطح مبتدی سطح متوسط

key

/kiː/

معنی key به فارسی: کلید، تایپ کردن (کلید زدن)

معانی «key» به فارسی

  1. ۱ کلید
  2. ۲ تایپ کردن (کلید زدن)

key در جمله

  • She lost her key.

  • She keyed in the data.

«key» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف K