🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

authority

/ɔːˈθɒrəti/

معنی authority به فارسی: اقتدار، قدرت، مقام

معانی «authority» به فارسی

  1. ۱ اقتدار
  2. ۲ قدرت، مقام

authority در جمله

  • Today a monarch doesn’t have the authority he once enjoyed

  • The police have the authority.

«authority» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره‌ها آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف A