🇬🇧 واژه انگلیسی سطح متوسط

agent

/ˈeɪdʒənt/

معنی agent به فارسی: نماینده، عامل

agent در جمله

  • He is a travel agent.

«agent» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های انگلیسی با حرف A