🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

der Reiseführer

[ˈʁaɪzəfyːʁɐ]

معنی der Reiseführer به فارسی: کتاب راهنمای سفر؛ راهنمای تور

der Reiseführer در جمله

  • Ich kaufe mir einen Reiseführer von Berlin.

    یک کتاب راهنمای سفر برلین برای خودم می‌خرم.

«der Reiseführer» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف R