🇩🇪 واژه آلمانی سطح مبتدی

der Platz

[plats]

معنی der Platz به فارسی: صندلی، میدان، جا

der Platz در جمله

  • Tut mir leid, der Platz ist besetzt.

    متأسفم، این صندلی اشغال است.

«der Platz» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر

دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت می‌گذارد. این واژه در این دوره آمده است:

واژه‌های هم‌درس

همه واژه‌های آلمانی با حرف P