🇩🇪 واژه آلمانی
سطح مبتدی
in
[ɪn]
معنی in به فارسی: در، داخل
in در جمله
-
Ich wohne in Wiesbaden.
من در ویسبادن زندگی میکنم.
«in» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
Start Deutsch 1 (A1) – واژگان رسمی گوتهامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · حرف I · رایگان