🇩🇪 واژه آلمانی
سطح مبتدی
aufstehen
[ˈaʊfʃteːən]
معنی aufstehen به فارسی: بلند شدن، از خواب برخاستن
aufstehen در جمله
-
Ich muss immer um vier Uhr aufstehen.
من همیشه باید ساعت چهار بیدار شوم.
«aufstehen» را با جعبه لایتنر برای همیشه یاد بگیر
دیدن معنی یک واژه یک بار کافی نیست؛ جعبه لایتنر هر واژه را درست وقتی که در آستانه فراموشی است دوباره جلویت میگذارد. این واژه در این دوره آمده است:
-
Start Deutsch 1 (A1) – واژگان رسمی گوتهامتحان ۱۰ کارت، بدون ثبتنام
سطح مبتدی · حرف A · رایگان